توضیحات کامل :

عنوان: مبانی نظری و پیشینه تحقیق بیماری مالتیپل اسکلروزیس، طرحواره های ناسازگار و خود تنظیم گری

 

فرمت فایل: word

تعداد صفحات: 60

سیستم ایمنی بدن با هدف حفظ محیط داخلی بدن در مقابل تهاجم ارگانیزم های عفونت زا، دارای تأثیرات متقابل با سیستم های دیگر بدن می باشد، بنابراین اختلال در عملکرد سایر قسمت های بدن، سیستم ایمنی را نیز مختل نموده و ممکن است بر میزان مقاومت بدن نسبت به عفونت ها اثر بگذارد. از جمله عواملی که سیستم ایمنی را متأثر می نماید استرس و تجربه مکرر هیجان های منفی است. فشار روانی، اعم از عاطفی یا جسمی، سیستم اعصاب مرکزی، خودکار و غدد درون ریز را فعال می نماید و فعالیت این سیستم ها می تواند به نوبه خود بر پاسخ ایمنی بدن تأثیر بگذارد (بیرامی و نعمتی سوگلی تپه 1387، 12).

هر بیماری جسمی، هرچند کوچک، محدودیت آور است. محدودیت هایی که بیماری ها ایجاد می کنند، فرد را نگران زیان های ناشی از آن، و در نتیجه در وی هیجان منفی تولید می کند. این تأثیرات روحی، به ویژه در مورد بیماری های مزمن، عارضه دار و غیر قابل پیش بینی به مراتب بیش از بیماری های دیگر است. بیماری های پوشش بافت عصبی، بخش مهمی از بیماری های ناتوان کننده اعصاب است که معمولاً افراد جوان و میانسال به آن دچار می شوند. در این بیماری ها بافت عصبی تقریباً سالم می ماند ولی پوشش این بافت دستخوش اختلال می شود. شایع تری بیماری تخریب کننده میلین، بیماری تصلب چندگانه (ام اس) است (پارساییان 1388، به نقل از صافی و همکاران 1390، 3).

مالتیپل اسکلروزیس (ام اس) یکی از شایع ترین بیماری های سیستم عصبی مرکزی و طبقه ای از اختلالات نورولوژیک است که به صورت موضعی منجر به تخریب و التهاب غلاف میلین پوشاننده تارهای عصبی در مغز و نخاع می شود، این بیماری در سنین اولیه جوانی اغلب در فاصله سنین 20 تا 40 سالگی ظهور می کند با تخریب موضعی یا تکه تکه میلین در سلسله اعصاب مرکزی شروع می شود و با دوره های نامنظم بهبود و عود علایم همراه است میزان ابتلای این بیماری در زنان بیشتر از مردان است (بورکس[1] 1992، 5؛ فوکی[2] و همکاران 2008، 12؛ قبایی و همکاران 2007، 65). هنوز تشخیص و درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد. تا سال 1835، این بیماری به طور رسمی تعریف نشده بود. اولین بار ژان کروویله، پزشک فرانسوی، در کتاب خود با علایم ضعف پیش رونده ، فلج دست و پا، اختلال در بینایی، گرفتگی عضلات و چند علامت دیگر آن را توضیح داد و سپس ژان مارتین شارکو، دیگر پزشک فرانسوی که به پدر عصب شناسی معروف است در 1868، آن را اسکلروز آن پلاک[3] به معنی لکه ها یا پلاک های سفت شده نامید. تا کنون عواملی چون وراثت و ژنتیک، عواملی محیطی مانند: عفونت های ویروسی، وجود پروتیین های غیر طبیعی به نام باندهای اولیگوکلونال[4] در مایع مغزی نخاعی بیماران، حمله سلول های ایمنی به پروتیین اصلی میلین، نقایص مادر زادی سیستم عصبی، استرس های زندگی و غیره برای آن ذکر شده است (زندی پور 1391، 3).

 

2-3- مولفه های بیماری ام اس
2-3-1 زیستی

در بیماری ام اس پوشش یا غلافی که در اطراف رشته های آکسون و دندریت (شاخه های بلند و کوتاه نورون یت سلول عصبی) قرار دارد و اصطلاحاً آن را غلاف میلین[5] می نامند، دچار آسیب می شود. به عبارت دیگر التهاب مکرر غلاف میلین به تخریب[6] آن منجر می شود. به آن منطقه از غلاف میلین که آسیب ببیند پلاک[7] می گویند. رنگ این پلاک ها خاکستری است. غلاف میلین مانند عایق اطراف یک سیم برق عمل می کند و وظیفه آن حفاظت از پیام های الکتریکی سلول های عصبی است که به سراسر بدن منتقل می شود. این پیام ها به طور طبیعی با سرعت 225 مایل در ساعت در سلول های عصبی حرکت می کند و وقتی غلاف میلین آسیب می بیند این سرعت به نصف (110 مایل) در ساعت کاهش می یابد و باعث می شود پیام های عصبی مغشوش یا نامفهوم شوند یا توس سایر سلول­های عصبی دریافت نشوند. سلول های عصبی غیر از تکانه های الکتریکی از موادی شیمیایی به نام نوروترانسمیتر[8] برای انتقال پیام های عصبی به دیگر سلول ها استفاده می کنند.

تکانه­های الکتریکی در طول آکسون (رشته بلند سلول عصبی) حرکت می کنند و باعث می­شوند که ماده شیمیایی از آن آزاد شود. این ماده از فضای بین دو سلول یا سیناپس[9] عبور می­کند و توسط گیرنده­های دندریت های (شاخه های کوتاه سلول عصبی) سلول بعدی گرفته می شود. هر سلول عصبی ممکن است صدها یا هزاران دندریت داشته باشد تا بتواند انواع مواد شیمیایی (ترانسمیترها) را دریافت کند. بعضی از این ناقلان شیمیایی باعث تحریک سلول عصبی و بعضی باعث جلوگیری از آن می شوند. وقتی این تحریک ها به مقدار معینی برسد باعث می شود سلول عصبی تکان های الکتریکی تولید کند. این تکانه ها به نوبه خود باعث ترشح نوروترانسمیتر شده و پیام های عصبی را به سلول بعدی منتقل می کنند.

بیماری ام اس، به طور خاص، با تخریب غشای میلین در یک منطقه شروع می شود و سپس مناطق دیگر را به طور پیش بینی ناپذیری در گیر می کند (آبراموویتز 1384، 1:48). بر اساس این که در چه قسمتی آسیب ایجاد شود و اندازه پلاک ایجاد شده چقدر باشد فرد به علایم و مشکلات مختلفی دچار می شود. به عنوان مثال، اگر تخریب غشاء میلین در قسمتی از مغز[10] رخ دهد، ممکن است حافظه، قدرت تفکر و احساس فرد دچار مشکل شود. اگر پلاک ها در مخچه ایجاد شوند، تعادل فرد بهم می خورد و در حرکت مشکل پیدا می کند. اگر غشاء میلین در قسمت های مختلفی از نخاع از بین برود، ممکن است مانع عبور پیام های مغز به پایین شود و فرد نمی تواند بر روی دست یا یک پای خود کنترل داشته باشد.

صرف نظر از اینکه کدام قسمت بدن گرفتار شده باشد یک حمله تخریب میلین (ظهور یا بدتر شدن علایم و مشکلات بیمار برای حداقل 24 ساعت) تقریباً همیشه به طور ناگهانی ایجاد می شود. مدت زمان حمله ها در افراد مختلف متفاوت است و پلاک های مشابه می توانند در بیماران مختلف، درجات متفاوتی از بیماری را بروز دهند. بعضی از بیماران ممکن است دچار فلج های شدید شوند و بعضی دیگر ممکن است فقط یک بی حسی خفیف یا گزگز در منطقه خاصی داشته باشند. در بعضی از افراد نیز ممکن است نقطه دچار از بین رفتگی غشای میلین بدون بروز هیچگونه مشکلی التیام یابد (آبراموویتز 1384، 50). به عبارت دیگر محل های ایجاد پلاک در سیستم عصبی و شدت آن بسیار متنوع است و هر بیمار متفاوت از بیمار دیگر به این علایم و شدت آن ها پاسخ می دهد. باید دانست ام اس یک بیماری موروثی، واگیردار و کشنده نیست این بیماری در بیشتر افراد مبتلا به آن باعث کاسته شدن از طول عمر نمی شود، اگر چه جوانان مبتلا به آن مجبور خواهند بود عمری را با جنبه های پیش بینی ناپذیر بیماری به سر برند (زندی پور 1391 ،3).

به طور کلی بیشتر بیماران یک یا چند علایم اولیه زیر را تجربه می کنند:

اختلال های بینایی، درد در قسمت های مختلف بدن، ضعف، بی حسی، لرزش، خستگی مفرط، به ویژه در آب و هوای گرم، گرفتگی عضلات، سرگیجه، ناتوانی در حفظ تعادل بدن، فلج، مشکلات شناختی (در تمرکز، عملکرد های اجرایی مغز، استدلال انتزاعی، توجه، حافظه، درک فضای-مکانی) تغییرات خلقی (افسردگی، پرخاشگری) مشکلات شنوایی، گفتاری، جنسی، بی اختیاری ادراری و مشکل کنترل روده. این اختلال ها مستقیماً در اثر از بین رفتن غشاء میلین در اعصاب خاص، مثل عصب بینایی، ایجاد می شود.

 

[1] . Burks

[2] . Fauci

[3]. Sclerose en plagues

[4]. Oligoclonal

[5]. Myelin sheath

[6]. Demyelination

[7]. Plague

[8]. Neurotransmittr

[9]. Synapse

[10]. Cerebrum

 

 

فهرست مطالب

بیماری مالتیپل اسکلروزیس

مولفه های بیماری ام اس

زیستی

مؤلفه های شناختی ام اس

انواعبیماری ام اس

حسی خوش خیم

عود- بهبود

پیشرونده اولیه یا حاد

پیشرونده ثانویه یا مزمن

پیشرونده- عود کننده

طرحواره

تعریف طرحواره های ناسازگار

ریشه های تحولی طرحواره ها

انواع طرحواره های ناسازگار اولیه

حوزه اول: بریدگی و طرد

حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل

حوزه سوم: محدودیت های مختل

حوزه چهارم: دیگر جهت مندی

حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

تنظیم هیجان

راهبردهای تنظیم هیجان

مقابله

راهبردهای مقابله

ویژگی راهبرد مقابله هیجان مدار و مقابله مسأله مدار

تحقیقات پیشین

تحقیقات داخلی

تحقیقات خارجی

فهرست منابع فارسی

فهرست منابع انگلیسی